تبلیغات
این فصل را با من بخــــوان باقــی بهـــانست - مطالب اردیبهشت 1385





[خاطره , ]

سلام به روی ماه دوستان....

چند روزیه که دیگه حال و حوصله نوشتن مطلب تو وبلاگم رو ندارم،دلیلش رو هم خودم نمی‌دونم،شاید یه علتش مسافرتی باشه كه رفتم و جاتون خالی حسابی بهم خوش گذشت.اما از سر اجبار هم كه شده از فردا سعی دارم اگه فرصتی دست داد سفرنامه باحالم رو بنویسم.پس منتظر باشید.    



نوشته شده توسط < مارال >
یکشنبه 31 اردیبهشت 1385
05:05 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

 

 

 

افسانه زندگی.....

 

مادرم برایم افسانه می گفت...
پر از شیدایی زمانه ؛لبریز از افسونگری جانانه
ومن غافل از گذر عمر؛ در كنار جویبار زمانه؛ تنها سراپا گوش بودم.
روزگار همچنان می نوشت و من شدم افسانه...
من در خیال خود ان رود خروشان بودم وجوانیم سنگهای صیغلی خفته در بستر روزگار.
اما من تنها افسانه ای از ان روزها و رودها بودم...
با خاطراتی خیس كه دیگر با چشم جان هم خوانده نمی شدند.
من همان روزها هم افسانه ای كهنه بودم كه
بارها و بارها در گذشته های دور نوشته و فراموش شده بودم و
غافل در تكراری جدید ؛از بوی ماندگی ان؛ سرمست می شدم و خیره در چشمان معصوم كودكم برایش افسانه می گفتم:
افسانه ی قدیمی زندگی را...

 

 

 

«ورنوس»



نوشته شده توسط < مارال >
دوشنبه 25 اردیبهشت 1385
05:05 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[نوشته‌های نوستالژیک , ]

 

 

 

 

 

 

 

دلنواز...

پروانه‌ها هم میخواهند پرواز کنند  

اما باد هنوز هم بی پروا می‌وزد  و نیمی‌داند که امید یک پروانه

یعنی چه؟

 

 

 

                                           

«« اگه یه روز شاد بودی آروم بخند که غم بیدار نشه»»

««و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن که شادی نا امید نشه »»

"چارلی چاپلین"

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط < مارال >
یکشنبه 24 اردیبهشت 1385
06:05 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[خاطره , ]

آرامش....

اینجا گوشه ای از دنیای مورد علاقه من است....



نوشته شده توسط < مارال >
یکشنبه 24 اردیبهشت 1385
04:05 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

اتتظار...........

به دنبال تو می گردم
تو ای تنها ترین سردار فتح قلب ویرانم
تو ای شهزاده ی خوشبخت کاخ حسرت جانم
تو ای زیباترین پروانه ی بی تاب شمع قلب سوزانم
به دنبال تو می گردم
که شاید چشم هایم را به چشمانت بدوزم
تا نگاه خواهش دل را عیان سازم
که شاید دست هایم را به دامانت بیاویزم
و عشق خویش را با یک صدای لرزش ماتم بیان سازم
به دنبال تو می گردم
که قدری از حصار این جهان بیرون رویم
و ساغری از باده ی آتش به کام یکدگر ریزیم
که قدری از فراز عشق بالاتر رویم
و درد را غم زار دل سازیم
که قدری محو در چشمان هم باشیم...
.
به خونه ی منم بیای خوشحال میشم
پس منتظرتم

 

 با تشكر از باستان از بیستون كه زحمت كشیدند و این یادگاری رو تو  

                    وبلاگ برام گذاشتند.

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط < مارال >
دوشنبه 18 اردیبهشت 1385
06:05 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

 

تكرار..........

 

روزی كه آمد تا روزی كه رفت،انگار در یك خلاء،یك رویا و یك آرزو گذشت،

آرزویی كه به نتیجه نرسید و هدفی كه به نشانه نزد.او رفت و برای ابد یك

نقطه خالی با یك سبد گل رز لیمویی به یادگار گذاشت.او رفت و من آرزو كردم

كه هیچ‌گاه رفتنی بی برگشت تكرار نشود

 

 

 

 



نوشته شده توسط < مارال >
شنبه 16 اردیبهشت 1385
07:05 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

 

چه میكردی.........

 

 

من نه بر می گردم

نه جایی می روم

من فقط شبیه شما

شبیه یک مشت سکوت آفتاب ندیده می شوم  

و گذران تلخ لحظه هایی را اندازه می گیرم

که جز زل زدن ،

به جدایی من از ما

کاری از دستشان ساخته نیست  

چه باید كرد وقتی كاری ازت ساخته نیست

 

جه باید كرد وقتی لحظات به هر دلیلی ازت میگریزند

 

تو بودی چه میكردی؟



نوشته شده توسط < مارال >
جمعه 15 اردیبهشت 1385
10:05 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

 

 

كودكی............

 

 

 

 بر درخت اقاقیا تكیه می‌دهی 

و برگها می ریزند

 برگها كوچك و زرد پناهت می‌دهند

 ابرها می آیند و تو بارانها را خواهی دید

 و پنجره هایی كه هر روز با  حجم تنهـایی آدم

 شكلی دوباره می گیرند

 با شانه‌های خمیده تكیه می‌دهی و نگاه می‌كنی

 صدای تابی كه آرام، می‌آید و می‌رود

 می‌آید و می‌رود...........

 كودكی تاب خورده است و رفته است

 با گیسوانی لرزان در باد....و تو

 تو هنوز نگاه می‌كنـی به رد گامهایی كه بر شن‌ها دویده اند

 بر شن‌ها می‌دوی امَا،امَا كودكی باز نمی گردد!!!

 بر درخت اقاقیا برگی نمانده است !!!!!

 

 

        gol.jpg



نوشته شده توسط < مارال >
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1385
12:05 ب.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

خدایا......

 

 


 

به من  نگاه کن

 

به درون  قلب من نگاه کن

 

ببین که آیا من از چیزی غمگین یا نگرانم

 

ببین که آیا من کار بدی انجام داده ام

 

به من بیاموز که چگونه تو را  دوست داشته باشیم

 

 برای هر روز وهمیشه.



نوشته شده توسط < مارال >
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1385
11:05 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

کاش......

کاش می شد هیچ کس تنها نبود

کاش می شد دیدنت رویا نبود

گفته بودی با تو می مونم

ولی.....

                رفتی و گفتی آنجا جا نبود

                سالیان سال تنها مانده ام

               شاید این رفتن سزای ما نبود

                من دعا کردم برای بازگشت

                                    

                                     دست های تو ولی بالا نبود

                                    باز هم گفتی که فردا میرسی

                                      کاش روز دیدنت فردا نبود

 

Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com



نوشته شده توسط < مارال >
سه شنبه 12 اردیبهشت 1385
08:05 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

 گریه .........

وقتی گریه كردم گفتند بچه ای !

          وقتی خندیدم گفتند دیونه ای!

               وقتی جدی بودم گفتند مغروری !

                    وقتی شوخی كردم گفتند سنگین باش!

                         وقتی سنگین بودم گفتند افسرده ای!

                              وقتی حرف زدم گفتند پــــرحرفی !

                                   وقتی ساكت شـدم گفتنـد عاشقی!

 

   اما گریه شاید زبان ضعف باشد ،شاید خیلی كودكانه،

            شاید بی غرور، اما هرگاه  گونه هایم خیس می شود

                 میدانم نه ضعیفم، نه یك كودك. می دانم پر از احساسم.

 



نوشته شده توسط < مارال >
سه شنبه 12 اردیبهشت 1385
07:05 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

 

 

تصمیم......

 

 

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد.اگر شما از اعماق قلبتان

 تصمیم به انجام کاری بگیرید میتوانید آن را انجام بدهید .

مانع "ذهن" است . نه اینکه شما یا یک فرد، کجا  هستید .

اگر قـدر ثانیـه‌های بدون بازگشت را میدانستید و از قلـه‌های

 باشکوه موفقیـت چیـزی شنیده بودید،هیـچ گاه...برای در چالـه

 مانده ، چـاه را توصیـف نمی کردید...

 

 



نوشته شده توسط < مارال >
یکشنبه 10 اردیبهشت 1385
01:04 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

آموخته ها............

 آموخته ام که وقتی عاشقم ، عشق در ظاهرم نیز نمایان می شود.
 آموخته ام که عشق مرکب حرکت است نه مقصد حرکت .
 آموخته ام که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشقش شویم .
 آموخته ام که این عشق است که زخم ها را شفا میدهد ، نه زمان .
 آموخته ام که تنها کسی مرا شاد میکند ، که بمن میگوید « تو مرا شاد کردی »
 آموخته ام که گاهی مهربان بودن بسیار مهمتر از درست بودن است .
 آموخته ام که مهم بودن خوبست ولی خوب بودن مهمتر است .
 آموخته ام که هرگز نباید به هدیه ای که از طرف کودکی داده میشود « نه » گفت .
 آموخته ام که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمکش نیستم ، دعا کنم .
 آموخته ام که زندگی جدیست ولی ما نیاز به «دوستی» داریم که لحظه‌ای با او از جدی      

بودن دور باشیم .  

 اموخته ام که تنها چیزی که یک شخص میخواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او و قلبی برای فهمیدنش.
 آموخته ام که زیر پوست سخت همه افراد کسی وجود دارد که خوشحال شود و دوست داشته باشد.
 آموخته ام که خدا همه چیز را در یک روز نیافرید ، پس من چگونه میتوانم همه چیز را در یک روز بدست آورم .
 آموخته ام که چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد.
 آموخته ام که وقتی با کسی روبرو میشویم ، انتظار لبخندی از سوی ما دارد.
 آموخته ام که لبخند ارزانترین راهی است که میتوان با آن نگاه را وسعت بخشید .
 آموخته ام که باد با چراغ خاموش کاری ندارد.
 آموخته ام که به چیزی که دل ندارد نباید دل بست .
 آموخته ام که خوشبختی جستن آن است نه پیدا کردن آن .
 و آموخته ام که قطره دریاست ، اگر با دریاست .

                 

                



نوشته شده توسط < مارال >
شنبه 9 اردیبهشت 1385
12:04 ب.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[نوشته‌های نوستالژیک , ]

برتری عشق.......

عشق هدف حیات و محرك زندگی من است

و زیباتر از عشق چیزی ندیده ام

و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.

عشق است كه روح مرا به تموج وامی دارد،

 قلب مرا به جوش میآورد،

استعدادهای نهفته من را ظاهر می كند،

 مرا از خودخواهی و خودبینی می رهاند،  

دنیای دیگری حس می كنم، در عالم وجود محو می شوم،

 احساسی لطیف و قلبی دیده‌ای حساس و زیبابین پیدا می كنم،

 لرزش یك برگ، نور ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب

احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم مرا به دنیای دیگری می برند …

اینها همه و همه از تجلیات عشق است…

و من قدر خود را بزرگتر از آن می دانم كه محبت خویش را از

كسی دریغ كنم حتی اگر آن كس محبت مرا درك نكند

و به خیال خود سوءاستفاده نماید. من

 بزرگتر از آنم كه به خاطر پاداش محبت كنم

 یا در ازاء عشق تمنائی داشته باشم، من در
 
عشق خود می سوزم و لذت می برم و این لذت بزرگترین پاداشی است

 كه ممكن است در جواب عشق به حساب آید.

.

 

                                                

                            

                                     

 

 



نوشته شده توسط < مارال >
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1385
02:04 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

خیال......

دیشب تو رویاهام رفتم كنار حوض كوچك وسط حیاط نشستم،مثله همیشه عكس ماه میونه موجهای كوچك آب میشكست.اما دیشب با تموم شبهای دیگه خیلی فرق داشت ... دیشب در كنار عكس ماه، قاب دل من هم شكست، نه توی موج آب حوض .... وسط تلاطم امواج خروشان اقیانوسی از تنهایی...

دیشب زمین یك گهواره كوچك بود و من با تكانهای آرام آن بین ازل و ابد دررفت وآمد بودم.دیشب همه پنجره ها را باز گذاشتم و همه كوچه ها را به تماشا نشستم، به این امید كه یك بار دیگرعبور تو را از كوچه ببینم.

دیشب دلم را برایت نوشتم.می‌دانم نامه‌ام را، حتی اگردرآخرین روزحیات زمین به دستت برسد،خواهی خواند.

خدایا بهم اجازه بده به كوچه‌هایی كه فردا میزبان قدمهای من و رویاهام خواهند بود، سلام كنم.اجازه بده به یاد چشمهایی كه در روزگار غم و غصه با من گریسته‌اند، گل سرخی در باغچه روحم بكارم.

          

 

 

 

 

          

                



نوشته شده توسط < مارال >
سه شنبه 5 اردیبهشت 1385
01:04 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...


صفحات وبلاگ...

1 2

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من


your browsers no support



موضوعات

General(19)
شعر(19)
متن ادبی(49)
مقاله(0)
خبر(2)
خاطره(6)
فلسفی(7)
نوشته‌های نوستالژیک(30)

آرشیو

  خرداد 1385 (9)
  اردیبهشت 1385 (19)
  فروردین 1385 (73)
  اسفند 1384 (9)
  بهمن 1384 (12)
  دی 1384 (10)


لینکستان

کاش میشد اشک را تهدید کرد

موسیقی


لینکدونی

آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





soofy.Mihanblog.com