تبلیغات
این فصل را با من بخــــوان باقــی بهـــانست





[متن ادبی , ]

             

جرأت.... 

حرفها كه تكراری میشوند،غصه ها كه عادی می شوند،شعرها كه بیصدا می شوند وقتی كه حتی اتفاقها معمولی میشوند،بارانها از سر تكرار می بارند و بهارها از سر عادت گل میكنند.وقتی همة روزهای تقویمت مثل هم میشوند،شنبه با جمعه فرقی نمیكند،زمستان با بهار، امسال با پارسال٬ وقتی به آسمان یكجور نگاه می كنی ، به خودت یكجور نگاه می كنی ، و حتی به خدا و میخواهی زندگی را سخت نگیری تا زندگی بر توسخت نگیرد،و لحظه ها روال عادی خودشان را داشته باشند،بهار هر وقت دلش خواست بخندد وزمستان هر وقت خواست دلش بگیرد،آن وقت مثل سنگریزه ای در دل كوه گم می شوی بدون آنكه كمترین اثری بگیری یا كمترین اثری ببخشیی مثل یك روز بی خاطره به پایان می رسی بدون آنكه حتی لحظه ای در حافظه ای ثبت شده باشی. 

اما به خاطر خدا هم كه شده ا ینقدر مثل مرداب در خودت غرق نشو و كمی هم جرأت دریا شدن داشته باش.

 

 

 

 



نوشته شده توسط < مارال >
پنجشنبه 29 دی 1384
07:01 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...


صفحات وبلاگ...

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من


your browsers no support



موضوعات

General(19)
شعر(19)
متن ادبی(49)
مقاله(0)
خبر(2)
خاطره(6)
فلسفی(7)
نوشته‌های نوستالژیک(30)

آرشیو

  خرداد 1385 (9)
  اردیبهشت 1385 (19)
  فروردین 1385 (73)
  اسفند 1384 (9)
  بهمن 1384 (12)
  دی 1384 (10)


لینکستان

کاش میشد اشک را تهدید کرد

موسیقی


لینکدونی

آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





soofy.Mihanblog.com