|
باید گذشت و رفت....
دوباره واژه سفر را در قاب تنهایی اتاق خاطراتم میخکوب میکنم سرزمین خشک خاطره یخ زده و فرسوده شده زندگیم بوی غربت و بی قراری گرفته رفاقتها پوچ وتو خالیست وحال کوچ تبلور زندگیست باید رفت و به اندازه تمام تنهایی ها فریاد را در آغوش کشید باید رفت و....
نوشته شده توسط < مارال > پنجشنبه 4 خرداد 1385 10:05 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|

|
|
|
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -
|
|